سخنوران

شیوه های اقناع

شیوه های اقناع

سخنوری ابزاری نه برای دگرگونی که برای دگردیسی ذهن بشری ست و سخنور مایه ی فخر آدمیت است که اگر او در میان جمع بشری یافت نمیشد،انسان در همان حالات بی پروای حیوانی می ماند،به تعبیری شاید تنها تمایز انسان با دگر زاده های طبیعت خدا گونه، مزیت سخنوری ست.

سخنرانی هنگامی که به عنوان علم در یکی از هشت رساله ارسطو در آمد کم کم وارد الگوهای رفتاری مردم هم شدو روح سخنرانی در میان مردم شکل گرفت.

برای رسیدن به یک سخنرانی تاثیر گذار ابتدا نیاز به "اقناع"مخاطب بود.

اقناع نیاز به قوه ی تخیل بالایی در شکل گیری متن دارد تا مخاطب را به سوی آنچه می خواهیم دعوت کنیم.

چنانچه اقناع به درستی اتفاق نیفتد باقی مراحل اعم از:ترغیب و تشویق و تهیج هم شکل نمی گیرد.

یکی از مهمترین مسائل برای رسیدن به اقناع ابتدا " درست دیدن" آن مساله است به این معنا که هر چیز برای خودش تعریف داشته باشد.موضوع باید خوب شناخته شده باشد و در مورد خود ما نیز صادق باشد و خود ما نسبت به آن مقوله اقناع کند و قابل پذیرش باشد.تنها در این صورت است که مخاطب هم می تواند تحت تاثیر آن قرار بگیرد به علاوه، مخاطب باید بخشی از خود و زندگیش را در اثر ببیند و با آن همذات پنداری کند.مشاهده تجربیات مخاطب در خلال سخنرانی به قانع شدن او خیلی کمک می کند.

1"تشخص" سخنور:

اولین و مهمترین شیوه است چرا که آن زمان که من مورد قبول تو شده باشم، سخنم هم مقبول خواهد شد.گاهی تشخص وابسته به "سخن سخنور" است و تکنیک های کلامی می توانند تشخص ما را قدرتمند تر کنند.

قدرتمند تر کردن تشخص سخنور به اقناع مخاطب یاری می رساند و سخنور با بیانی قوی می تواند تشخص را در حین ارائه کلام ثابت کند.

چنانچه مخاطب "قدرت تفکر و تعقل" را در جریان کلام تو ببیند،تشخص توهم به اثبات رسیده،کلام بی مایه مانع از شکل گیری تشخص می شود.

در حقیقت سخنور می تواند با توجه به فرم و تکنیک ایجاد "نمائی " از تفکر و تعقل کند.چه بسا تفکر در ذات کلام ما نباشد اما در ظاهر نشان می دهیم که هست.

اگر در ساختار و ارائه کلام به درستی عمل کنید دیگر هرچه بگویید،درست خواهد بود و حرف پر مایه به نظر می رسد.

"شناختی"که در اتدا از شخص به دست می آوریم ما را متقاعد می کند که او متفکر است یا خیر.

تشخص نسبت به نوع مخاطب تغییر می کند زیرا؛هر یک از مخاطبان عام یا خاص نیاز به نوع مشخصی از تشخص دارند.

2-برانگیختن احساسات:به معنای هیجانی کردن مخاطب نیست.

اگر سخن با جایی از دغدغه ما برخورد کند و آن دغدغه تحریک شود تو قادر به اقناع من خواهی بود.

در بر انگیختن احساسات خیلی مسائل کمک می کنند.این دغدغه ها می توانند "وجودی" یا "اجتماعی" باشند.

چنانچه به مسائل اجتماعی فرد اشاره کنید به مسائل وجودی او هم پرداخته اید.

انسان تا زمانی که احساس نا امنی برای وجودش نکند اقدام به کاری نمی کند.مخاطب باید برای "خودش"احساس خطر کند و نه برای بشریت و نه حتی برای جامعه،پس نقاط حساس و اصلی او را بیابید.

مساله باید تبدیل به معضلی برای مخاطب شود و امنیت وجودی او را زیر سوال ببرد و گرنه تنها طرح مساله مهم نیست.

اقناع به روش برانگیختن احساسات زمانی مهم می شود که تاثیر جدی در خود جلسه اتفاق بیفتد،سخنور به تاثیر کلامش به بعد جلسه کاری ندارد.

چنانچه سخنرانی به شکل هنر ارائه شود می تواند به مانند اثر هنری در دراز مدت هم تاثیر گذار باشد.

سخنور حرفه ای کسی است که مخاطب را تحریک کند تا کاری را انجام دهد.

 

مدرس غلبه بر اضطراب و کمرویی

مدرس اصول و فنون مذاکرات

مدرس سخنرانی در اجتماعات

استاد حسینیان

آموزش سخنوری

آموزش سخنرانی و فن بیان

آموزش سخنوری و فن بیان

موسسه سخنوران

مدرس زبان بدن

مدرس سخنوری

آموزش زبان بدن

آموزش فن بیان

 
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت نزد موسسه سخنوران محفوظ می باشد .