سخنوران

سخنوری را با ظاهرش نسجیم

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند

نه هر که آینه سازد سکندری داند

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست

کلاه داری و آیین سروری داند

هزار نکته باریکتر ز مو این جاست

نه هر که سر بتراشد قلندری داند

 

امروزه آدمیان پدیده ها را با ظاهرشان میشناسند و بر اساس ظاهرشان ارزیابی میکنند و این ظاهربینی و گاهی ساده انگاری باعث بروز خطای در شناخت و حتی به بیراه رفتن میگردد . به طور مثال شنیدن واژه مناظره فضاهای پر هیاهوی سیاسی و بعضا دانشگاهی را به ذهن متبادر می نماید که در آن دو گروه صرفا با پرخشاگری و متهم نمودن دیگری به دنبال کسب موفقیت هستند . و یا اکثریت ارتباط مذاکراتی را درسالنهای کنفرانس با حضور شخصیتهای خاص با رفتارهای ویژه خلاصه می نمایند .

 هنر سخنوری هم دستخوش همین ظاهربینی شد و از گزند سطحی نگری در امان نماند و در باور عامه سخنران کسی است که در جایگاهی خاص به نام تریبون قرار گرفته و در مقابل هزاران نفر در مدتی مشخص به ایراد سخن می پردازد . در اینجا با صراحت تمام و ضرس قاطع اعلام میدارم که هر سخن راندنی در مقابل دیگران سخنرانی نیست چه اینکه هزاران نفر مستمع کلام ما باشند و در مقابل ، سخن گفتن در یک محفل خصوصی میتواند سخنرانی در سطح حرفه ای باشد حتی اگر در گفتگویی دو نفره خلاصه گردد .

شاخصه ما در شناخت پدیده ها صرفا رجوع نمودن به تعاریف و مفاهیم می باشد و برای درک بهتر آثار انسانی باید از ظاهر گذر کرده ، لب و عمق آنها را به دست آورد . به تعبیر مولوی :

دیده ای باید سبب سوراخ کن        تا حجب را برکند از بیخ و بن

بر اساس مجموع آراء سخنوران بزرگ یونان باستان ، سخنوری ارائه کلام است با نگاه راهبری. که در متن راهبری اقناع ، ترغیب و تهییج مخاطب نهفته است . بر این اساس چه بسیار سخنانی که در مقابل مخاطبان فراوان ارائه میگردد و از مرتبه کلام فراتر نرفته و حتی تبدیل به بیان نمیگردد و کیمیایی که در آنها مغفول مانده است تا مس کلام را تبدیل به زر ناب سخنوری نماید ، نگاه راهبری سخنران است . در این وضعیت گوینده صرفا به ارائه اطلاعات می نماید و در پایان شنونده بدون دست آورد مشخصی در میان انبوهی از داده و اطلاعات سردرگم میشود .

اما راهبری نمودن نه نیازی به زمان خاص و نه حاجتی به مکان مشخصی دارد و حتی می تواند با حداقل کلمات و جملات و در بازه زمانی کوتاهی اتفاق بیفتد . مثال مشخص و تاریخی این پدیده را می توان در برخورد خارق العاده شمس و مولانا یافت که شمس در مقابل درب خروجی مدرسه با جملات آتشین و عافیت سوز از زاهدی با وقار و سجاده نشین ، عاشقی شوریده حال و شیدا میسازد . البته قطعا و یقینا نمی توان برای شناخت پدیده کم نظیر سخنوری به این گونه مثالهایی که می تواند آمیخته به افسانه سرایی و بزرگنمایی باشد ، اکتفا نمود . و مثالهای تاریخی دقیق تر و مستندتری را نیز می توان شاهد این مدعا آورد : مانند سخنان دموستنس در یونان باستان و یا کلام نافذ سیسرون در سنای روم و بیانه های آتشین هیتلر در خلال جنگ بین الملل .

 شاید دیگر سخنرانی در محافل بزرگ با مخاطب انبوه دغدغه همه انسان ها نباشد و معضلی که امروز گریبان گیر همه افراد در فضای خانواده ، محافل دوستانه و حتی محیطهای کاری است عدم توانایی همراه کردن دیگران با روشهای اقناعی است و نه متوسل شدن به جبر و زور و تهدید . با دریافتن روح سخنوری قادر خواهیم بود که در لحظاتی حساس چراغ راه مسیر تعالی و کمال دیگران باشیم .

مدرس  سخنرانی

مدرس غلبه بر اضطراب و کمرویی

مدرس اصول و فنون مذاکرات

مدرس سخنرانی در اجتماعات

استاد حسینیان

آموزش سخنوری

آموزش سخنرانی و فن بیان

آموزش سخنوری و فن بیان

موسسه سخنوران

مدرس زبان بدن

مدرس سخنوری

آموزش زبان بدن

آموزش فن بیان

 
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت نزد موسسه سخنوران محفوظ می باشد .