سخنوران

اصول و فنون مذاکرات -فصل اول
 
 
وقتی به بررسی انسان امروزی می‌پردازیم و او را در مقایسه‌ی با انسان گذشته قرار می‌دهیم متوجه
می‌شویم که انسان کنونی به عنوان یک موجود اجتماعی معنای بیشتری می‌یابد تا انسان روزگاران گذشته. ارتباط در روزگار ما معنای وسیعی به خود گرفته و  باید در پرتو تعالیم ارتباطی در اجتماعات انسانی حضور یافت و به اخذ نتایج دلخواه در ارتباطات پرداخت.
 
یکی از مهمترین نوع ارتباطات کلامی و البته غیر کلامی مذاکرات می‌باشد و چون مذاکرات یک فضای ارتباطی منحصر به فرد نسبت به کسب منافع در زندگی امروزه است باید به بهترین شکل ممکن بر آن محاط و مسلط بود.
 
در ارتباطات دو سوی یک رابطه باید ایجاد شود:
 
یک «فرستنده» و یک «گیرنده».
 
ارتباطات موثر یعنی؛ فهمیدن و فهمیده شدن
 
انواع ارتباطات کلامی: مناظره، گفتگو، مباحثه، سخنرانی و مذاکرات.
 
از آنجا که دنیای امروز، دنیای منفعت است و ما به غیر از روابط عاطفی، در سایر روابط به دنبال کسب منفعت هستیم مذاکرات هم اهمیت پیدا می کند.
 
مذاکرات عام: بین دو طرف رابطه، گفتگویی شکل می گیرد، براساس تعریفی که از ارتباطات مطرح کردیممذاکرات عام در همه ارتباطات انسانی معنا پیدا می‌کند مانند ارتباطات خانوادگی و دوستانه و... که قرار است در آن به فصل مشترک برسیم.
 
ما در همه ی روابط انسانی نیازمند فضای مذاکره ای هستیم. یا هر دو باید نفعی ببریم ویا فضا باید قطع شود و هیچ کدام نفعی نبریم.
 
چهار قالب ارتباطی‌: بازنده ـ برنده / برنده ـ بازنده / بازنده ـ بازنده / برنده ـ برنده
 
سیستم «برنده ـ برنده» ایده آل یک مذاکره است.
 
امروزه در مذاکرات مختلف سیستم بازنده ـ بازنده، به معنای دیگری می‌تواند مهم شود، ما می‌توانیم پیش ازآنکه به هم ضرری بزنیم با ترک یکدیگر از رسیدن به این مرحله جلوگیری کنیم.
 
قرار نیست در مذاکرات فقط مصرف کننده باشید و امتیاز از دیگران بگیرید، به خاطر داشته باشید دیگران اگر به شما خدمتی ارائه می‌دهند، به دنبال گرفتن امتیاز هم هستند.
 
مذاکرات در معنای خاص: مربوط به زمینه های شغلی و حرفه ای می شود، که در این مورد مذاکرات، ما را به فنونی مجهز می کند تا صاحب توانائی‌هایی شویم برای رسیدن به منافع بیشتر.
 
مذاکره ی خاص مربوط به حرفه‌های مختلف می‌شود و هر کس بر اساس شغلش از آن بهره می‌برد تا به درآمدزایی کمک کند. فرد از این نوع مذاکره نفع حرفه ای می برد.
 
اولین اصل در مذاکرات: به وجود آوردن «اولویتهای ارتباطی» است.
 
باید برای شناخت دیگران و انتخاب مسیر درست در مذاکرات تبدیل شویم به پیشگویان ارتباطی.
 
بدون مشخص کردن اولویت های ارتباطی، هیچ انسانی در ارتباطات به نتیجه نخواهد رسید.
 
زمانی یک رابطه به نتیجه نمی رسد که تو نمی‌دانی از رابطه چه می خواهی.
 
چنانچه اولویت ما در هدف مشخص باشد دیگر دچار انحراف در رابطه و یا شتاب زدگی یا خطا و اشتباه در آن رابطه هم نخواهیم شد.
 
تعیین اولویت‌ها کمک می‌کند تا به جای برخورد، بازخورد بدهیم. وقتی اولویت‌ها مشخص باشد لزومی ندارد که توقعات نابجا هم ایجاد شود. اولویتها می‌توانند کنترل کننده‌ی یک رابطه باشند.
 
بعد از شناخت اولویت ها می‌توانیم به درک درستی از «حدود قرمز ارتباطی» هم برسیم. حفظ این حدود به معنی احتیاط در، دادن و گرفتن اطلاعات است.
 
هر انسانی حق دارد از یک انسان یا از یک ارتباط، ناراحت باشد اما خردمند عرصه‌ ی مذاکرات عصبانی نمی‌شود و دلخوری را به شکل برخورد نشان نمی‌ دهد.
 
برخورد راهی است برای سرکوب کسی که خواسته ما را ناراحت کند اما بازخورد بیان ناراحتی و دلخوری است بی آنکه لطمه و صدمه‌ای به ارتباط وارد شود.
 
برخورد، ضعف ما را تشدید می‌کند اما، در بازخورد ضعف ما تبدیل به قوتمان می‌ شود.
 
باز هم به این مقاله سر بزنید! مطالب جدیدی در راه است...
 
 آموزش مذاکرات تجاری، آموزش مذاکره تلفنی، اصول و فنون مذاکرات تجاری،  اصول و فنون مذاکره موفق، اصول و فنون مذاکره با مشتری، هنر مذاکره، اصول و فنون مذاکره در تبلیغات، اصول و فنون مذاکره در اسلام،اصول و فنون مذاکره در خانواده، اصول و فنون مذاکره در قراردادهای بین المللی، اصول و فنون مذاکره و ترفندهای آن، اصول و فنون مذاکره در فروش   
 
 
 
 
 
 
 
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت نزد موسسه سخنوران محفوظ می باشد .