سخنوران

آموزش سخنوری و فن بیان -نویسندگی خلاق

 

نویسندگی خلاق:

—خانم گابریله لوسر ریکو به سال 1937 در آلمان به دنیا آمده‌است و از سال 1948 در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کند. او استاد زبان انگلیسی و آموزش هنر در دانشگاه سن خوزه و معلم نوشتن خلاق است. وی با نظریه پردازی‌هایش پیرامون نوشتن خلاق به شهرتی جهانی رسیده است. شیوه خوشه سازی را او شیوه‌ای از نوشتن از اعماق روح می‌داند. وی با آشنائی با مقاله‌های ژوزف. ای. بوگن  جراح اعصاب که پیرامون نحوه عملکرد متفاوت دو نیمکره مغز و خلاقیت بوده در نوشتار به ساحتی نو رسیده است.

تحقیقات او پیرامون نتایج خوشه‌سازی به این نتیجه رسیده که: تقریبا در تمامی این آزمونهای نوشتاری حس همبستگی درونی تمامیت بخشی و کلیتی قابل شناسائی بوده و تکرار کلمات و عبارات  ایده‌ها و تصاویر، خبر از وجود شمی برای استفاده از امکانات شکل‌دهی درونی می‌داد. حساسیت شگفت انگیز این نوسانات موزون در زبان، کاربرد زنده و غیر تصنعی تصاویر و استعاره‌ها و تنش خلاق کاملا محسوس از ویژگی‌های این روش بوده و محصول جنبی دیگر به هم پیوستن خودجوش ایده ها، کاهش اشتباه درنقطه گذاری، ناشی گری در بیان و حتی غلط‌های املائی است. از سویی دیگر دانشجویان برای نوشتن، سمت و سوئی تقریبی می‌یافتند. تصور مقصد چنان در پیش زمینه قرار می‌گرفت که آنها کمتر به تک تک جمله ها و ارتباط آن ها با هم یا اشتباهات احتمالی توجه می‌کردند و به جای آن تمام تلاششان را صرف تبدیل جریان فکریشان به عنوان یک کل می‌کردند.

وی فهمید که اگر یاد بگیریم بازی طبیعی موزون میان دو نیم کره‌ی مغز را سد نکنیم و بگذاریم این بازی آزادانه اتفاق بیفتد می‌توان طبیعی ترو راحت‌تر نوشت و حتی سخن گفت. در این روش با استفاده از تکنیک‌های تست شده و با سهیم کردن نیم کره‌ی راست مغز می‌توان توانایی نوشتن طبیعی را به جریان انداخت. اگر نیم کره‌ی سمت چپ را در مسیر استعدادهای ویژه نیم کره راست مغز قرار دهید می‌توانید پتانسیل خلاق نهفته در آن را به کار گیرید و توانایی‌های بیان فردی خود را گسترش دهید و شما خواهید توانست به طور خودجوش خاطرات، احساسات و تجربیات و تصاویری را بازیابید که تاکنون در دسترستان قرار نداشته‌است و حتی با کل زندگی به گونه‌ای خلاقانه برخورد خواهید کرد. با روش خوشه‌سازی می‌توان اندیشه‌های خود را بدون  فشار بیانی و قواعد دست و پاگیر بیان کرد و صداو شیوه‌ی بیانی خود را پیدا کرد.

او معتقد است که: وقتی که صحبت می‌کنید و می‌توانید از حروف کلمه بسازید و قواعد پایه‌ای ساختن جمله را می‌شناسید وقتی چیزهایی را که کسی پای تلفن می‌گوید، می‌فهمید و می‌توانید نامه‌ای تشکرآمیز بنویسید، پس شرایط کافی زبانی را برای یادگیری نوشتن طبیعی دارید. شناخت فنی کاملی از  دستور زبانی ضروری نیست همچنان که تسلط کامل بر یک ساز به تنهایی کافی نیست تا کسی قطعه‌ای موسیقی را با مهارت اجرا کند و مخاطبانش را به وجد بیاورد. این تکنیک برای نوشتن از درون و درکلمه گنجاندن اندیشه، تصورات و احساسات کافی نیست، پس از آنجا که نطفه بلاغت زبانی در ما وجود دارد، باید با روشهایی آن را کشف و پرورش دهیم.

همان طور که اغلب دو نفر یک مشکل را سریعتر از یک نفر حل می‌کنند در نوشتن طبیعی هم بهتر است که هردو نیمکره مغز شرکت کنند. مغز ما به دو بخش تقسیم شده است که هر کدام کارکرد متفاوتی دارد.نیمی از مغز ما به وجه ارتباط چیزها و حوادث و در عوض  دیگری توالی و نظم منطقی را برقرار می‌کند.

 به محض اینکه برای ما آگاهانه شود که ما دو مدل متفاوت سنجش از دریافت فکر و احساس را در اختیار داریم، می‌توانیم بیاموزیم که هر کدام از آنها را در مراحل خاصی از روند نوشتن و سخن گفتن به راه بیندازیم و ترتیبی بدهیم که بین هر دوی آنها بده بستانی تا حد ممکن خلاقانه و فشرده برقرار شود. در مسیر نوشتن خلاقانه دو مرحله کاملا متفاوت داریم:مرحله‌ی تولید ناآگاهانه و مرحله کنترل آگاهانه،  که در این مرحله اثر خلق شده بازپردازی، صیقل داده شده و بهتر خواهد شد. ما این دو مرحله را تفکر تصویری و مفهومی نام می‌دهیم که هماهنگی آنها با هم قدرت آفرینندگی  ایجاد می‌کند.

تمام ثمرات روند خلاق شکل گیری یک آفرینش تنها زمانی ممکن است حاصل شوند که هر دو نیمکره‌ی مغز باهم همکاری کنند و البته به ترتیبی درست و با تعاملی ثمربخش.بدین گونه که ما مثلا باید در مرحله‌ی آفرینش نوشتن به طور شهودی افکار تازه‌ای بسازیم تا با بخش‌بندی منطقی و نقد و سانسور گرایش مفهومی و با مسیرهای فکر تحلیلی منحرف نشود،بعد از این که افکار و ایده‌هایمان را به رشته تحریر درآوردیم و طبقه‌بندی کردیم، تفکر مفهومی نظم دهنده وارد یک تعامل با تمام روشهای در بر گیرنده تصویری نیمکره‌ی راست مغز می شود.

 فقط یک رفت و آمد متقابل خستگی‌ناپذیر بین یک تصویر یکپارچه‌ای که ایده آل ماست و ریزه کاری‌ها و تسلسل که با آنها این رویا را در یک کل بسیار دقیق و روشن منظم کنیم به ما امکان می‌دهد که آن را در یک متن نوشته شده تجسم ببخشیم.

 وقتی که در پایان یک بار دیگر متن را بخوانیم و آن را با در نظر گرفتن بخش‌بندی، انتخاب کلمات و درستی اجزای آن کنترل کنیم، تقریبا فقط متکی هستیم بر تمایل تفکر مفهومی‌مان، برای درستی قراردادبر محتوای مناسب. وقتی هر دو طرز تفکر چنین باهم همکاری می‌کنند،  یکدیگر را تکمیل می‌کنند به جای آنکه در تقابل یکدیگر نقشه بریزند و در موقعیتی خواهیم بود که استعدادها هماهنگ با هم تاثیرگذار می‌شوند.

از طریق خوشه‌سازی می‌توان به مانند کودکان بازیگوشانه با ضرب آهنگ زبانی و صور آوایی بازگردانده کنار بیایید. از توانایی طبیعی خودتان برای بیان تصویری دوباره استفاده و با استعاره فکر کنید. به شما نشان می‌دهد که چگونه می‌توان همزمان تضادها را کنار هم گذاشت و از آن طریق تنشی خلاق را به وجود آورد.

از سوی دیگر ثابت شده که صدا یکی از سرچشمه‌های تحریک مغز ماست. یکی از عواملی که فعالیت روحیمان را مدیون آن هستیم صداهای مصوت بی‌واسطه‌اند که در جمجمه، قفسه‌ی سینه  و تن ما طنین می‌اندازند. پاسخ این طنین‌ها نیروهای تازه‌ای را در مغز ما بیدار می‌کند، پس بلند خوانی هم در کنار این تمارین الزامی است. زبان فقط برای خواندن نیست، بلکه برای شنیدن نیز هست. تحقیقات دانشمندان نشان داده که کودکان به طنین صدای انسان فوق العاده حساس هستند. آموزش زبان با شنیدن آغاز می‌شود. آغاز کودکی ما آکنده از طنین قصه‌ها و حکایت‌ها و بی‌شمار متل و ترانه و چیستان است  که مغز ما بادقت همه صداها و فاصله‌های موسیقایی مختلف زبان را توسط آنها ثبت کرده است. روانشناس ژوزف سی پیرس در کتاب «قدرت شفابخش» نشان داد که چگونه تاثیر صداها و به ویژه صدای انسان توجه مغز را بر می‌انگیزد. نوشته‌هایتان را برای خود یا اگر مایلید برای دیگری بلند بخوانید وقتی طنین زبان خودتان را می‌شنوید به ضرب آهنگ و سبک خودتان و چگونگی به قالب در آوردن محتوای فکری‌اتان آگاه می شوید.

—قوانین بنیادین خوشه سازی: همیشه با یک هسته شروع کنید که بر روی یک کاغذ سفید نوشته و دورش خط کشیده‌اید. پس به راحتی مشعول شوید. سعی نکنید تمرکز داشته باشید.مسیر رابطه‌های اندیشه‌ی خود را پی‌گیرید. آن چه را به یاد می‌آورید همان طور یادداشت کنید. دور هر یک دایره (یا مستطیل) بکشید چنان که دایره‌ها از مرکز، در جهات مختلف ساطع شوند. هر کلمه یا اصطلاح جدید را با یک خط یا پیکان به دایره‌ی قبلی وصل کنید. اگر چیز جدید یا متفاوتی به یادتان آمد آن را مستقیما به مرکز وصل کنید و از آن به سمت بیرون ادامه دهید تا تداعی‌هایی که از پی هم می‌آیند به پایان برسند. سپس زنجیره‌ی ایده‌های بعدی را دوباره از هسته شروع کنید. احتمالا این کار در شما احساس بی هدفی ایجاد می‌کند یا اگر آدم بدبینی هستید این ظن به وجود می‌آید که این کار به هیچ می‌انجامد. این صدای تفکر مفهومی شماست که دخالت می‌کند. به این روش طبیعی اعتماد کنید. همه ما در طول زندگی در روح خود خوشه‌سازی می‌کنیم بی آن که بدانیم،  فقط آن را روی کاغذ نیاورده‌ایم. به ساختن خوشه ادامه دهید. به این فکر نکنید که هر شاخه به کجا می‌رود، بگذارید تداعی‌ها جای خود را بیابند. اگر در یک لحظه چیزی به یاد نیاوردید کمی چرت بزنید، پیکان بکشید یا دایره‌ها را پررنگ کنید. این حالت دریافت در آرامش، اغلب امواج تداعی جدیدی ایجاد می‌کند. سپس از خوشه سازی دست بکشید و شروع به نوشتن بر مبنای خوشه‌ها کنید. در خوشه‌سازی روش درست یا غلط وجود ندارد هر کاری مجاز است. خوشه تندنویسی تفکر تصویری شماست و می‌داند رو به کجا دارد، حتی وقتی برای خود شما روشن نباشد. هدف‌هایی را می‌سازد که در این لحظه هنوز نمی‌توانید آن را ارزشیابی کنید. این روش هیچ ربطی به منطق ندارد.

مدرس  سخنرانی

مدرس غلبه بر اضطراب و کمرویی

مدرس اصول و فنون مذاکرات

مدرس سخنرانی در اجتماعات

استاد حسینیان

آموزش سخنوری

آموزش سخنرانی و فن بیان

آموزش سخنوری و فن بیان

موسسه سخنوران

مدرس زبان بدن

مدرس سخنوری

آموزش زبان بدن

آموزش فن بیان

 

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت نزد موسسه سخنوران محفوظ می باشد .