سخنوران

آموزش فن بیان و صدا سازی

آموزش فن بیان و سخنوری مبحث فن بیان..

1. سرعت و صراحت در صدا

یکی از مهمترین موارد در نحوه‌ی بیان زیبا و ثمربخش آن است که جمله و یا عبارت مهم شخص گوینده باید با شفافیت، قدرت و شدت‌وحدّت لازم بیان شود و به قولی جمله و عبارت مهم باید صریح بیان گردد. اما برای آنکه کلامی صراحت لازم داشته باشد ابتدا باید در معنا و مفهوم نیز چنین باشد تا بتواند اثرگذاری معنایی بر ذهن مخاطب بگذارد. اما واقعیت آن است که تا زمانی که این نوع کلام با سرعت لازم نیز همراه نباشد صراحت نیز پیدا نخواهد کرد. یعنی آنکه کلام صریح باید سریع نیز باشد. دقیقاً مانند تیری که از کمان پرتاب می‌گردد که هرچه قدر سرعت پرتاب نیز بیشتر باشد قدرت اصابت آن بر هدف نیز بیشتر خواهد بود و کلام صریح نیز هرچه با سرعت بیشتر متناسب با آن سخن ارائه گردد اثر آن بر عمق جان و قلب و ذهن شنونده نیز بیشتر خواهد بود.

اما در بحث سرعت بخشیدن به کلام باید این را در نظر گرفت که سرعت تا جایی باید باشد که اول مخاطب از فهم کلام عاجز نشود و ذهن او به دریافت سخن برسد و عقب نماند. دوم آنکه  به خاطر سرعت بخشی به کلام، کلمات و حروف جویده‌جویده و ناقص و غیر قابل فهم ارائه نگردد و حروف در هرکلمه به صورت کامل ادا گردند و حروف خورده نشوند. برای ایجاد سرعت در زبان پارسی تا حدود 100 کلمه‌ در دقیقه می‌توان گفت.

2. نحوه‌ی ادا و تلفظ کلمات

برای آنکه بیان مؤثر واقع شده و تمیز و سالم به نظر آید می‌باید در هنگام ادا و تلفظ کلمات رعایت دقت را نمود و با بهره‌گیری از تلفظ صحیح کلمات، واژگان را در حالت درست خود بیان نمود. مثلاً در بحث نحوه‌ی ادای کلمات نباید کلمات را شکسته و درهم و سطحی ادا کرد و یا نباید با استفاده از زبان عامیانه شکل کلمات را تغییر داد. مثل آنکه به جای گفتن «شاه عبدالعظیم» کسی بگوید «شابدالعظیم» و یا به جای «شاهزاده» بگوید «شازده» و.... که باعث ادای غلط کلمات در یک سخن وزین شده و زیبایی سخن را تحت‌الشعاع قرار داده و کلام را تخریب می‌نماید.

در تلفظ کلمات نیز این امر لازم‌الاجراست مثل آنکه کسی به جای حرف «و» می‌گوید «ب» که برخی در زبان عامه به «فوریه» می‌گویند «فبریه» که یکی از ماههای تقویم میلادی است و یا به جای مصوت کوتاه «-َ » می‌گویند « -ُ » مانند کلمه‌ی «سَفته» که بسیار گفته می‌شود «سُفته» که باید مورد دقت قرار داد.

البته حساسیت ما در هنگام ادا و تلفظ کلمات تا جایی است که یک طبقه‌ی مهم و وسیعی از جامعه که وجاهت و وقار لازم را دارند کلمه‌ای را چگونه تلفظ و ادا نموده و یا آنکه اگر در شکل اصلی آن خللی نیز وارد می‌کنند تا کجاست و بیشتر از آن ما حساسیت به خرج نمی‌دهیم و این نکته بیشتر در به کارگیری زبان معیارجامعه مورد بحث قرار می‌گیرد و نه برای استفاده از زبان عامه که در آنها این قوانین مطرح نیست. مثلاً ما در زبان پارسی کلمه‌ای داریم که خالی بودن و پوچ بودن چیزی را نشان می‌دهد که بسیار هم رایج است و به آن «تُهی» می‌گوئیم حال آنکه این کلمه در اصل «تَهی» می‌باشد ولی بر اساس تغییر شکل در زبان گفتاری دیگر شکل تلفظ مرسوم آن «تُهی» است و نه «تَهی» و در اینجا دیگر لازم نیست که کسی «تَهی» بگوید. بطور کلی رعایت این نکته از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و نحوه‌ی ادا و تلفظ کلمات جزء لاینفک فن بیان و سلامت آن می‌باشد.

3. سکوت در بین کلمات و جملات

در هنگام سخن گفتن،  سکوت بین کلمات و جملات و ایجاد وقفه‌ای در این بین بسیار لازم است که همه‌ی ما این سکوت را با نام «مکث» می‌شناسیم.

اگر سخن را به قطاری تشبیه کنیم که بدون هیچگونه توقفی در حال حرکت باشد و در هیچ ایستگاهی نیز نایستد اتفاقی که خواهد افتاد آن است که هیچ مسافری به این قطار نخواهد رسید و نمی‌تواند سوار این قطار شود. دقیقاً در سخن گفتن نیز همینگونه است. اگر کسی بدون وقفه و لاینقطع سخن بگوید قطعاً شنونده از فهم کلام بازمانده و از سخن عقب می‌ماند. پس رعایت سکوت‌های لحظه‌ای در هنگام سخن گفتن واجب است و ضروری اما چگونه باید صورت گیرد؟ یعنی به آن معناست که در هر نقطه و هر لحظه‌ای که صاحب سخن تمایل داشت می‌تواند چنین کند؟ خب اگر بدون هیچگونه ضرورتی و وجوبی این امر صورت گیرد باز سخن مانند قطاری خواهد شد که بدون هیچگونه دلیلی در لحظات مختلف ترمز نموده و توقف نماید و بعد دوباره به راه افتد که کاملاً مشخص است که چه وضعیتی پیش خواهد آمد. در سخن نیز اگر مکث‌ها بی‌مورد و بی‌فایده باشند قطعاً باعث کسالت و خستگی مخاطب خواهد شد. مهمتر آنکه سکوت‌ها خود به نوعی مفهوم سازند و می‌توانند مکملی بر فهم بیشتر سخن باشند. مکث در بین کلمات و جملات باید به این چهار دلیل باشد:

ـ سکوت فهمی: این سکوت پس از آنکه جمله و یا عبارت به پایان رسید اتفاق می‌افتد برای آنکه مخاطب به فهم کلام رسیده و سپس به ادامه‌ی سخن توجه کند.

ـ سکوت نمایشی: این سکوت نیز پس از پایان عبارت به کار می‌رود ولی این‌بار نه برای آنکه مخاطب برسد به سخن و بفهمد که فهمیده است، برای آنکه سخن و مفهوم آن در ذهن مخاطب به نوعی خودی نشان بدهد و بیشتر مؤثر واقع شود.

ـ سکوت مؤکد: برای آن است که بر حرف زده شده تأکیدی اتفاق بیافتد و جدیت آن بر مخاطب بیشتر شود و عموماً این نوع سکوت نیز در پایان عبارت اتفاق می‌افتد.

ـ سکوت تکمیلی: این سکوت بر خلاف انواع دیگر قبل از آنکه جمله و عبارت کامل شود به کار می‌رود و بعد از یک توقف لحظه‌ای عبارت کامل می‌شود تا قسمت کامل کننده‌ی جمله بهتر به نظر آید و مفهوم سخن بیشتر بر دل بنشیند.

در غیر اینصورت سکوت لازم نبوده و باید در این چهار ضرورت اتفاق بیافتد.

4. استفاده از تکیه کلام

در وقت سخن گفتن بسیاری مواقع رعایت مکث از محدوده‌ی ضروریات سکوت خارج می‌شود و هر انسان نیازمند آن است که لحظه‌ای وقفه ایجاد کند تا بتواند فرصت یابد که کلمات به زبان جاری گردند. این لحظات کوتاه را باید چگونه پر کرد؟ چون اگر خالی باشد به منزله‌ی سکوت و مکثی نابجا خواهد بود و باعث کسالت باری سخن خواهد شد.

برخی نیز با آواها و سر و صداهای نابجا مثل «اِ» یا «اِم» و..... این فضاهای خالی را پر می‌کنند که کاملاً لطمه‌ی جبران ناپذیری به شیوایی سخن خواهد زد. راه چاره استفاده از تکیه کلام یا همان کلمات فضا پرکن می‌باشد. اما تکیه کلام‌ها نباید محدود مورد استفاده قرار گیرند و مثل آنکه افراد بسیاری در هنگام سخن گفتن از یک یا دو کلمه‌ی اینگونه استفاده می‌کنند و بطور مثال می‌گوید «اساساً» و این کلمه بارها و بارها شنیده می‌شود و کاملاً بر فضایکلام تأثیری سوء می‌گذارد و یا آنکه کسی فقط می‌گوید «مثلاً» و جالب آنکه بسیاری مواقع که می‌گوید «مثلاً » تا فضای خالی را پر کند بعد از این کلمه اصلاً مثالی نمی‌زند که می‌گوید «مثلاً» و خب مشخص است که چه خواهد شد. باید از تکیه کلام‌های بسیاری استفاده نمود و آنها را به طور متناوب در بین کلمات و جملات به کار برد و پس از مدتی دقیقاً سر جای اصلی خود قرار می‌گیرند در جایی که مناسب با کلمه و یا جمله‌ی قبل و کلمه و جمله‌ی بعد خواهند بود.

تکیه کلام‌های زیادی در زبان پارسی وجود دارند که می‌توان مورد استفاده قرار داد کلماتی مانند: چنانچه، گویی، اساساً، ضمناً، به‌طوری که، چرا که، در هرصورت، به‌طورجدی، حقیقتاً، درنهایت، چونان و....

صدا سازی

هیچگاه نمی‌توان صدا سازی را از فن بیان جدا نمود و بدون ایجاد صدایی اثرگذار عملاً بیان مطلوب محقق نخواهد بود. ما صدای خوب و بد نداریم. صدا یا سالم است و یا بر اثر اتفاقی و یا تصادف و حادثه‌ای و یا مشکلی مادرزادی و ژنتیکی ناسالم و اگر سالم است دیگر خوب و بد ندارد و فقط باید تمرین نموده و آن را به وضعیتی مطلوب رساند.

در حقیقت صدای ما ساز ما می‌باشد مهم آن است که نوازنده‌ی ساز چگونه می‌نوازد و آیا مهارت لازم را در نواختن ساز دارد یا نه که اگر بله صدای ساز گوشنواز خواهد بود و اگر نه قطعاً صدای همان ساز گوشخراش می‌شود.

اولین کسی که در ایران ما به بحث تمرین صدا و پرورش این امر توجهی جدی نمود مرحوم ملک الشعرای بهار بود که حتی در کتاب سبک‌شناسی ضعف نحوه‌ی سخنگویی ایرانیان را امری کلی دانست و از ضایع شدن آهنگ صدای ما و وجود الحان عاجزانه و صوتهای نازک و شکسته بسته در آن سخن گفت و حتی از قول مردی فاضل نقل کرد که مردم ما به جای سخن گفتن ناله می‌کنند. بهار در ضمن مردم را دعوت به تمرین صدا و پرورش بیان نمود تا طریق درست سخن‌گویی دقیق و فصیح را با آهنگی استوار، متین و جذابی بیاموزند.

تولید صوت در طبیعت متکی بر سه عامل می‌باشد. عامل ضربه زننده، ضربه گیرنده، و تشدیدکننده (منعکس کننده) که این سه عامل به تولید صوت سالم و طبیعی می‌پردازد. وقتی قرار است از یک ساز زهی مانند «تار» یا «گیتار» صدایی تولید شود ابتدا، باید با وسیله‌ای مثل مضراب یا ناخن انگشت زخمه‌ای و ضربه‌ای به یکی از سیم‌ها وارد شود سپس سیم، این ضربه‌ی زده شده را گرفته و سپس کل دستگاه‌ ساز باید این ضربه‌ی زده شده و گرفته شده را تشدید و منعکس نماید. اگر هر کدام از این عوامل نتواند بدرستی وظیفه‌ی خود را انجام دهد صوت به شکل سالم و مؤثر تولید نخواهد شد. در انسان هم صوت وابسته به این سه عامل برای تولید می‌باشد.

نفس ضربه می‌زند به تارهای صوتی و حنجره ضربه را می‌گیرد و عضلات اندام گفتار که در شکم، سینه، گردن، صورت، سینوس‌ها و حتی پشت کمر قرار دارند نفس زده شده به تارهای صوتی را تشدید و منعکس می‌نمایند. به همین دلیل می‌باشد که باید به تقویت عامل فیزیولوژیک صدا یعنی عوامل گفته شده پرداخت تا به صدایی رسا، سالم، مؤثر و شفاف و زیبا دست یافت.

NOISE به معنای صدای درهم و برهم و آزار دهنده است. هر صدایی در طبیعت  sound نامیده می‌شود. مثلا خش‌خش برگ و ریزش آبشار. صدای انسان معادل  voice است. صدای انسان می‌تواند جلوه‌ای از شخصیت او باشد. به وسیله صدا است که اندیشه‌ها و احساسات بیان می‌شوند و هر چه صدا حساستر و کاراتر باشد پیام دقیق‌تر منتقل می شود.

بدون شک صدای خوب یک ثروت است، اما می‌توان بدون صدای خوب هم، موفق بود. برخی از مشاهیر سخنوری، حتی لکنت زبان هم داشته‌اند ولی با برجسته‌کردن سایر ویژگیها، سخنرانیهای اثر بخشی داشته‌اند. اگر صدای شما به قدری ملایم است که به سختی شنیده می‌شود یا اگر مرتب در ادای کلمات تپق می‌زنید یا کند سخن می‌گویید و یا هنگام حرف زدن به زحمت سخن می‌گویید، خیلی زود صحبت های شما، کارایی و اثر بخشی خود را از دست خواهد داد.نکته اینجاست که، بسیاری آموخته‌اند که چگونه صدای خود را مهار کرده و در اختیار داشته باشند.

چگونگی ایجاد صوت

صوت از ارتعاش دو تیغه‌ی نازک به نام «تارهای صوتی» که در حنجره قرار دارند به وجود می‌آید. حنجره در عقب زبان و در بخش فوقانی نای قرار دارد. وقتی ماهیچه‌های تارهای صوتی که حالت ارتجاعی دارند، کشیده می‌شوند، شکاف باریکی بین آنها ایجاد می‌شود که با عبور هوای بازدم از این شکاف، تارهای صوتی به ارتعاش در می‌آیند. این ارتعاش، هوای داخل حلق، شش ها، دهان و حفره‌های بینی را نیز مرتعش می‌کند و بدین ترتیب صوت ایجاد می شود.

نقش مکانیسم تنفسی در تولید صدا

مکانیسم تنفسی موجب بروز دو نوع جریان هوا می شود: 1. جریان هوای دم 2. جریان هوای بازدم. در بیشتر زبانهای دنیا از جمله زبان فارسی،از نوع دوم یعنی از جریان هوای بازدم استفاده می شود.

اندام های صوتی که نقش تولید آواهای صوتی را به عهده دارند عبارتند از:

الف) اندام‌های تنفسی 

 ب) اندام‌‌های واک ساز    

ج) اندام‌های آواساز

الف) اندام های تنفسى:

اندام‌های تنفسی عبارتند از (شش‌ها، دیافراگم، ناى، نایژه‌ها، نایژک‌ها)

1. شش‌ها: دو اندام اسفنجی شکل هستند که در درون قفسه‌ی سینه جای دارند و به وسیله‌ی دو نایژه به ناى متصل  می‌شوند.

2. نایژه‌ها: هریک به لوله های کوچک‌تری به نام نایژک‌ها تقسیم می‌شوند.

3. نایژک‌ها: در تمام شش‌ها پراکنده شده‌اند.

4. پرده‌ی دیافراگم: در قسمت زیرین شش‌ها یک پرده‌ی ماهیچه‌ای وجود دارد که، قفسه‌ی سینه را از شکم جدا می‌کند. این  پرده به شکل یک قوس است که در هنگام انقباض قسمت بیرونی آن به طرف بالا می رود و تا حدودی به شکل گنبد در می‌آید و باعث می‌شود تا حجم قفسه‌ی سینه کم شده، به جداره‌ی خارجی شش‌ها فشار وارد شود و هوای داخل شش‌ها به بیرون رانده شود. این عمل را «بازدم» می‌گویند.

خاصیت اسفنجی باعث می‌شود که شش‌ها دوباره به حالت اول برگردند. در این هنگام فشار هوای درون شش‌ها کم‌تر از هوای بیرون است و در نتیجه هوای خارج به درون شش‌ها مکیده می‌شود. این عمل «دم» نام دارد.

5. ناى: شش‌ها به وسیله‌ی دو لوله‌ی غضروفی به نام نایژه به ناى وصل می‌شوند. ناى خود به گلو وصل می‌شود. لوله‌های ناى  از حلقه‌های غضروفی تشکیل شده‌اند که به وسیله‌ی بافت های ماهیچه‌ای به یکدیگر متصل می شوند.

ب)اندام های واک ساز

به طور کلی در حنجره واقع شده اند. در این بخش محفظه‌ای به نام تیروئید قرار دارد که درون آن دو پرده‌ی ماهیچه‌ای بسیار ظریف به نام تارهای صوتی قرار دارند. یک سر آنها به تیروئید وصل است و سر دیگر آنها به دو غضروف مثلثی شکل به نام «اری تی نوئید» متصل است. چرخش این دو غضروف حول قاعده‌ی خودشان باعث نزدیک شدن تارهای صوتی به یکدیگر یا دور شدن آنها از هم می‌شود و یک سری امواج صوتی تولید می‌کند. این امواج پس از عبور از حفره‌های بینى، دهان و بینى، تولید صدا(واک) می‌کنند.

ج) اندام‌های آواساز عبارتند از:

1. چاکنای                   

2. حفره‌ی حلق        

 3. حفره‌ی دهان              

4. حفره‌ی بینی که همگی بالای حنجره قرار دارند.

1. چاکناى: فاصله‌ی بین تارهای صوتی را چاکناى می‌گویند.

2. حفره‌ی حلق: دیواره‌های این حفره خاصیت انعطاف پذیری زیادی دارند. حلق در جلو به حفره‌ی دهان و حفره‌ی بینی مربوط می‌شود. دیواره‌ی حلق را ریشه‌ی زبان تشکیل می‌دهد. ابعاد حلق را می‌توان با جلو یا عقب بردن زبان، کم یا زیادتر کرد.

3. حفره‌ی دهان: انعطاف پذیرترین و پرکارترین بخش اندام های آواساز حفره‌ی دهان می‌باشد. حفره‌ی دهان از بخش‌های زیر  تشکیل شده است: ملاز، کام، لثه، زبان، دندان‌ها و  لب ها

ملاز: ملاز یا زبان کوچک زائده‌ای است نرم و گوشتی که در انتهای نرم کام قرار دارد. حرکت ملاز به سوی بالا منجر به بسته شدن راه عبور هوا از طریق حفره‌های بینی و اتصال دهان و حلق به یکدیگر می‌شوند.

کام: سقف دهان از پشت دندان‌های بالا تا زبان کوچک امتداد دارد. بخش پیشین آن به نام سخت کام، استخوانی و بدون حرکت است. ولی بخش پسین آن یعنی نرم کام، گوشتی و متحرک است.

لثه: پشت دندان‌های بالا را لثه می‌نامند که ناحیه‌ای سخت و استخوانی و تا حدودی محدب شکل است.

زبان: اندامی است نرم و گوشتی که دارای قابلیت انعطاف و تحرک فراوان است. بافت ماهیچه‌ای آن طوری است که به تمام  جهات چرخش دارد. زبان مهم‌ترین عامل گویایی و تولید آواها است.

دندان‌ها: دندان‌های ردیف بالا به فک ثابت متصل می‌شوند. دندان‌های ردیف پایین به فک متحرک متصل هستند و از دندان‌های آواساز محسوب می‌شوند. تعداد دندان‌ها در انسان بالغ بر سی و دو عدد است. هشت دندان جلو را دندان‌های پیشین می‌نامند. دندان‌های پیشین تاجی برنده دارند. در میان آنها چهار دندان نیش که تاجشان مخروطی و تیز است قرار دارد. در فک بالا و پایین هشت دندان آسیای کوچک با تاجی پهن و سپس 12 دندان آسیای بزرگ قرار دارد.

لب‌ها: پس از زبان، مهم‌ترین اندام آواساز لب‌ها هستند. لب‌ها ساختمانی ماهیچه‌ای دارند. لب ها هم مانند زبان در تمام جهات حرکت می‌نمایند. لب‌ها عامل اصلی تولید برخی از آواها به ویژه مصوت ها(اَ، اِ، اُ، آ، او، ای) هستند.

حفره‌ی بینى: این حفره‌ها در بالای حلق قرار دارند. با پایین آمدن آن، گلوگاه به حفره‌های بینی متصل می‌شود. با بالا کشیده شدن آن، راه عبور هوا از طریق حفره‌های بینی مسدود می‌گردد. اگر راه عبور هوا هنگام ارتعاش تارهای صوتی از طریق دهان مسدود باشد، هوا از حفره‌های بینی عبور می‌کند و موجب ارتعاش هوای داخل حفره‌های بینی می‌گردد. این مکانیسم کیفیت خاصی به صدا می‌بخشد که به آن خیشومی(غنه‌ای) می‌گویند. مانند دو صامت (م، ن). 

 

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت نزد موسسه سخنوران محفوظ می باشد .